مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي
پيشگفتار 46
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى )
چنين است وكارى بزرگ است پيش * همى سير گردد دل از جانِ خويش همه بودنيها ببينم همى * واز أو خامُشى برگزينم همى . . . » . * چنانكه پيش از اين گذشت ، به باور قدما ، برآيند هر واقعهيى كه در جهان حسّى ايشان رخ ميداد ، نتيجهء تأثير موقعيّت كواكب به هنگام وقوع آن حادثه بوده است . از جمله وقايع مهمّ در زندگى افراد بشر ، حادثهء تولّد ايشان است . پس - به باور ايشان - براي هر فرد از افراد بشرى مهمّ است بداند كه به هنگام تولّد أو ، ثوابت وسيّارات در چه موقعيّتى بودهاند ، تا از روى آن بتواند آيندهء خود را ، از سعادت ونكبت ، شغل ومعيشت ، سلامت وبيمارى ، ثروت وفقر ، فرزندان ، . . . پيشبينى ( بگو پيشگويى ) كند . از اينرو ، به هنگام تولّد هر نوزاد ، اقدام به تعيين موقعيّت كواكب وتنظيم جدولى كه وضعيّت كواكب را به هنگام تولّد نوزاد نمايش دهد ، ميكردند . چنان جدولى را كه سامان ميدادند « زايجهء طالع » ميناميدند . در بازماندههاى كهن نقّاشى وبرجستهنمايى وكندهكارى ، نمونههايى از نمايش استخراج زايجهء طالع به هنگام تولّد نوزاد ، به چشم ديد ميآيد . اگر به هنگام زاده شدن كسى ، زايجهء طالع استخراج نميشد ( وغالبا چنين بود ) ، بعدها أو ميتوانست با به ياد داشتن ساعت وروز وماه وسال تولّد خود ، به يك منجّم احكامى مراجعه كند وبخواهد كه زايجهء طالع أو را به هنگام زاده شدن سامان دهد . پيداست كه زايجهء طالع را روى تكّهيى كاغذ تنظيم وثبت ميكردند . وباز پيداست كه اين تكّه كاغذها ، با گذشت ايّام از بين ميرفت ، يا لا أقل با فوت شخص ، آن تكّه كاغذ نيز هبا ميشد . ولى اگر كسى كه زايجهء طالع أو استخراج وتنظيم ميشد ، شخصي مهمّ ( مثلا شاه يا شاهزاده يا . . . ) بود ، زايجهء طالع أو به شكل يك كتابچه ، كه شرح وبسط موقعيّت